پیچک انتظار از دیوار دلم بالا می رود. پر از تمنا می شوم و پر از
عطر خوش ریحانه که در سبزه زار وجود روئیده است. پیچک انتظار
چه غوغایی می کند! باز هم پر از تمنا می شوم. پر از گلهای
سوسن، گلهای نرگس. و اینک از صدای پای ظهور است که
سرشار می شوم، سرشار از موج، سرشار از ماه، سرشار از
ستارگان، خورشید! قلبم از عشق درنگی می کند و در خیالم
جبرئیل را می بینم که سر از پا نشناخته می آید تا برای زمینیان
مژده ای بیاورد. مژده آمدن امامی که خداوند تمامی رحمتش را در
او ریخته است!
مهدیا کوی تو کوی بی تابی فرشتگان است. کوی تو کوی شور
است، کوی سوز. همان سوز که در جان فرشیان جاری است.
کوی تو کوی رکوع لاله هاست، کوی شیدایی یاس است، کوی
شبنم بر گلبرگ ناز محمدی است.
کوی تو کوی آب است، کوی باران، کوی شستن چشمهامان در
جویباران! مهدیا کوی تو کوی قناری است، کوی بال است، کوی
پریدن. کوی تو کوی بی قراری در آسمان آبی است.
پس اگر بیایی دلم کبوتر می شود!!!
+ نوشته شده در توسط مهدی