تبليغاتX
ته اسمان

شب میلاد تو ای یار!
مرا شب غمگینی بود
خانه با یاد تو از گل لبریز
همه جا پرتو لرزنده شمع
دوستانت همه شاد
عاشقانت همه جمع!
لیک در جمع عزیزان، تو نبودی افسوس.

همه با یاد تو در طیف سرور
خانه در گل مستور
همه جا سرای نور
یاد شبربن تو در موج نشاط
عکس زیبای تو در جام بلور
لیک در جمع عزیزان، تو نبودی افسوس

همه با یاد تو ((خندان)) بودند
و من ((خانه به طوفان داده!))
در ما همه ((گریان)) بودم.
شمع همراه دل من می سوخت
و کسی آگه از این راز نبود
چه کنم؟ بی تو، در شادی ها
بر دلم باز نبود.

شمع هم گریان بود
لیک ای معنی عشق
اشک دلداده کجا؟
گریه شمع کجا؟
من کجا با دل تنگ
شاد جمع کجا؟

شب تلخی بود
شب تنهای من!
من که در بستر غمها بودم
من که از اشک غریبانه چو دریا بودم
تو ندانی که چه تنها بودم!

کاش می دانستی
شب میلاد عزیزت ای یار!
من به اندازه چشم همه مردم شهر
گریه کردم در خویش.
گریه ام بدرقه راهت باد
شب میلاد تو ((من بودم و اشک))
من که از اشک غریبانه چو دریا بودم
آه، ای معنی عشق
تو ندانی که چه تنها بودم...

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در توسط مهدی