الهی، آن که تو را دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست.
الهی، به سوی تو آمدم به حق خودت مرا به خودم برگردان.
الهی، خوشا آن دم که در تو گمم.
الهی، خفتگان را نعمت بیداری ده و بیداران را توفیق شب زنده داری و گریه
و زاری.
الهی، در بسته نیست ما دست و پا بسته ایم.
الهی، در شگفتم از کسی که غصه خودش را نمی خورد و غصه روزیش را
می خورد.
الهی، عاشق را ترک ماسوای معشوق عین فرض است که یک دل و دو
معشوق کذب محض است.
الهی، شکرت که توشه ای جز توکل ندارم.
الهی، این بنده از روی خود شرمنده است چگونه از پروردگارش شرمسار
نباشد.
الهی، وقتی بیدار شوم که هنگام خوابیدن است.
الهی، در شگفتم از کسی که گوید به فلانی مرگ ناگهانی رسید.
الهی، شکرت که هر کتابی را می خوانم کتاب وجود حودم را می خوانم.
الهی، نعمت حضور قلبم را از خطور ذنوب باز دار.
الهی، از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر.
الهی، وآی بر من اگر دلی از من برنجد.
الهی، هر چه پیش آمد خوش آمد که مهمان سفره توایم.
الهی، آن که را عاشق نیست ارزش چیست.
الهی، از شیاطین جن بریدن دشوار نیست با شیاطین انس چه باید کرد.
الهی، پیشانی بر خاک نهادن آسان است دل از خاک برداشتن دشوار
است.
الهی، چگونه دعوی بندگی کنم که پرندگان از من می رمند و ددان رامم
نیستند.
الهی، فرزانه تر از دیوانه تو کیست.
الهی، روزم را چون شبم روحانی گردان و شبم را چون روزم نورانی.
الهی، عارفان گویند «عرفی نفسک» این جاهل گوید «عرفی نفسی».
+ نوشته شده در توسط مهدی |
انا اعطیناک الکوثر تنها چيزي كه دارم دلمه و اون رو هم به شما هديه مي كنم
فقط خدا مي داند كه عشق يعني چه !!!
و عشق مادر است.
و مادر يعني دريا، آينه، آسمان،
و يعني ته اسمان
اولين و آخرين عشقم رو به شما پيشكش مي كنم...
با تمام دل
+ نوشته شده در توسط مهدی |
کربلا وادی عشق

آری حسین سفینه النجاه است...
ولی من ...
من چند بار می خواهم سوار بر این کشتی نجاه شوم ؟؟؟
برای چند بار ؟؟؟
هر بار بعد از سوار شدن دوباره خودم رو از آن به پایین پرت می کنم.
ولی او ...
او هر بار با تیوپ عشق مرا به بالا می کشد. و هر بار دوباره دستانم
را می گیرد.به گونه ای که انگار نه انگار خطایی کرده ام.
ولی من ...
من عاشق نیستم و عاشقی را بلد نیستم و دوستی با او را رد می
کنم. ولی او درخواست دوستی دارد.
ولی او ...
او کشتیبان وادی عشق است. کشتی ای که مهماندار آن حضرت
زهرا است و صاحب کشتی حضرت علی و دیده بان آن حضرت عباس
و پرستار آن حضرت زینب.
+ نوشته شده در توسط مهدی |
آه چقدر شبهای شفاف آسمان زیباست، و تا چه حد دل انگیز است
برای عاشقان، لحظه ای که ماه به عادت همیشگی طلوع می کند و
خرامان راه می پیماید. ستارگان زیبا و قشنگی که چون قطعه
الماسی می درخشند و بعد از او طلوع کرده و ماه زیبا و قشنگ را
در بر می گیرند.
این عروسان زیبا جلوه خاصی به آسمان نیلی می دهند، با انسانها
چشمک می زنند، می رقصند، طلوع و غروب می کنند.
خلاصه زینتی به مناظر و دشتها و صحراها و بوستانها می دهند.
ولی آنها نیز با این دلربائی و عزمتی که برای خود قائل هستند روزی
دستخوش انقلاب عظیم خواهند شد و نابود می گردند...
+ نوشته شده در توسط مهدی |