آقاي من! سلام. اين سلام ها را به اميد«عليكي» از طرف تو مي گويم، كه يك دنيا بركت
و نور برايم دارد و گرنه سلام همچو مني كجا! و آستان شما كجا!
آقا جان شنيده ام كه پدران بزرگوارت نيمه شبها، مخفيانه، رهگذر
كوچه هايي بوده اند كه بوي نان، در آن كوچه ها بوي غريبي بوده.
شنيده ام احوالپرس آنهايي بوده اند كه احوالپرسي نداشتند و نان آور خانه
هايي بودند كه بي نان آور سر مي كردند.
هميشه شنيده ام كه جد بزرگوارت، مولاي همه ما، حضرت حيدر كرار
(عليه السلام) كه دل مردانه اش در آسمانها مي تپيده، در زمين همبازي
اطفال بي همبازي بوده.
شنيده ام كه عموي بزرگوارت هم با خلق حسني اش دل خلق را برده بود
و مگر همون نبود كه «سفره دار مدينه» خطاب شده؟
وجدت حسين (عليه السلام) پينه اي به وسعت دل دريايي اش دركتف
داشته واين يعني حديث همه شبهايي كه تنها،
مدينه را بر دوش ستبرش مي كشيده
واولاد او نيز همه چنين بودند و حالا….
دلم گواهي مي دهد كه تو را مي توانم شبي، نيمه شبي،
در كوچه پسكوچه هاي شهرم ببينم.
مگر مي شود كه تو به سنت اولاد فاطمه (سلام الله عليها) عمل نكني
واصلاً مگر يتيم ها و گرسنگان و رنج كشيده هاي امروز جز تو كسي
را هم دارند؟
دلم گواهي مي دهد كه يك شب، تو را پيدا خواهم كرد.
اما شايد نه در سهله و نه در جمكران
بلكه شايد شبي، نيمه شبي، در كوچه پس كوچه هاي شهرم….
فداي صورت زيبايت پسر فاطمه (سلام الله عليها)
+ نوشته شده در توسط مهدی |
اللهم الجعل محياي محيا محمد و ال محمد
سلام
اين اولين باري بود كه وقتي تازه رسيدم بدون اذن دخول وارد
شدم. فقط مي خواستم زار بزنم و ...![]()
شكايت كردم كه أخه شماها چرا اينقدر مهربون هستيد؟ مگه
من يك عالمه با شما عهد نبستم بعد همه رو شكوندم و ...
پس چرا من و هنوز تحويل مي گيريد؟ من كه نوكر خوبي نبودم،
أخه چرا ....؟
همين گناهام است كه نمي گذارد حاجتم رو بگيرم البته لياقت
گرفتنش رو ندارم. برام دعا كنيد.
خيلي خوشحالم كه فاصلم با شماها همون قدري است كه بود و
دوري مسافت باعث دوري من از شماها نشد.![]()
+ نوشته شده در توسط مهدی
دیشب دیدم با این حالی که خودم برای خودم درست کردم نمی تونم خاطرات را دارم و زیباترین عهد ها را بستم ولی بعدآ به فراموشی سپردم.
امتحان هایم رو بدم و زندگیم هم بی رنگ شده. یک جورایی روحم و
سنگین کرده بودم. خب معلومه وقتی توشه اشتباهی بردارم و آنهایی
رو که خدا گفته بود برندار ولی من بی توجهی کردم و از انواع گناه ها
رو در کوله پشتی بار کردم و دارم به دوش می کشم...![]()
حالا باید از رو دوشم بردارمشون تا از این تلاطم درونی راحت بشم و
اینجاست که دیگر دغدغه فکری نخواهی داشت.
نمی خواستم لااقل تا بعد از امتحان ها برم، اما دیشب دیدم خیلی احتیاج
دارم و برای همین امشب راهی می شم. می روم همونجایی که زیباترین
اونجا زمینی رؤیایی است، زمینی از بهشت. تعریف کردنی نیست.یا حسین
به یاد همه شما هستم، همه اونهایی که تا حالا بهم سر زدید ولی به جز
اونهایی که این دم آخری بی معرفت شدن ها
، اونهایی که به عشق دیدن
معشوق خود دارن به زندگی ادامه می دهند، و همه بی نشون هایی که
دوست دارن بی نشون بمونند و همه همتون.
ولی زیاد حساب باز نکنید!!!
چون با داشتن یک قلب سیاه جور در نمیاد که به خواهی یادی از همه
عاشقانی بکنی که قلبی سفید و همچین جیگری دارن.![]()
خدا نگهدار
امروز جمعه روز مولایمان امام زمان(عج) است.
برای تعجیل در ظهورش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
+ نوشته شده در توسط مهدی
هر يك از دختر و پسر در سنين بلوغ احساس مي كنند كه جنس
مخالف را دوست دارند و خواستار وصال همديگر هستند.ازدواج
يك خواسته طبيعي است كه همه جوامع بشري و اديان آسماني
برآن صحه نهاده اند .ازدواج نه تنها منفور نيست، بلكه از ديدگاه
اسلام امري مستحب و در بعضي موارد واجب مي باشد و اگر با
قصد قربت انجام بگيرد عبادت نيز محسوب مي شود.
رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله فرمود: هيچ بنايي در اسلام
بنيانگذاري نشده كه نزد خدا محبوبتر از ازدواج باشد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود: دو ركعت نمازي كه انسان
متأهل مي خواند ثوابش بيشتر از هفتاد ركعتي است كه انسان
مجرد مي خواند.
حضرت صادق عليه السلام فرمود:بيشتر خوبيها در زنان است.
«ازدواج ، تنها در آمدن از « تنهايي » نيست.
بلكه رسيدن به «همدلي» ، «همراهي» و «هم روحي»
است ، كه مهمتر است.»
ازدواج در حيات براي انسان امري طبيعي و ضروري است و اولين
ساختمان اجتماع بشري مي باشد كه به واسطه آن اجتماع،
انسان رشد مي كند و به كمال مي رسد و آن چه در درون
او نهاده شده بروز مي كند و اسلام براي آن بسيار اهميت قائل
شده است.![]()
زنان مایه سكون، سلامتی، تعادل، تحكیم، آرامش و انس نظام
خانواده هستند. از آنجا که زن موجودی لاینفك از خلقت،
خانواده و جامعه هست، می توان بر این باور بود زنان در نقشهای
فوق به حد كمال روحی و معنوی رسیده باشند و از آنجا كه
اسلام پایه اجتماع بشری را جامعه خانوادگی می داند و نطفه ی
اصلی جامعه را ازدواج تشكیل می دهد از این رو این زن اساس
این اجتماع كوچك محسوب می شود و زنان در این راه وظیفه
بسیار مهم و خطیری پیش رو دارند.

+ نوشته شده در توسط مهدی |
به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد...
چشم ها را از حرام ببندید تا عجایب را ببینید. ![]()
چشم که از نامحرم پوشیده شود، خداوند حورالعینی را به
ازدواج صاحب چشم در خواهد آورد.
چشم هرچه می خواهد به او ندهید، زیرا که چشم کم سپاس
ترین عضو بدن است و شما را از یاد خدا غافل می کند.
چشم ها شکارگاههای شیطان هستند.![]()
نگاه به نامحرم زنای چشم است.
نگاه به قرآن و پدر و مادر عبادت است.
رسول الله صلّى الله عليه و آله
النَّظَرُ سَهمٌ مَسمومٌ مِن سِهامِ إبليسَ فَمَن تَرَكَها خَوفاً مِنَ اللهِ أعطاهُ إيماناً يَجِدُ حَلاوَتَهُ في قَلبِهِ .
نگاه [حرام] تيرى از تيرهاى شيطان است پس
هركس از سرترس ازخدا از
آن پرهيزنمايد خداوند به او ايمانى عطاكندكه
شيرينيش رادردل بيابد.
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند،دل کند یاد
+ نوشته شده در توسط مهدی |
این حوری موری که می گن چیه؟؟؟ در کتاب بحرالمعارف نقل شده از یکی از بزرگان که می فرماید خواستم به او نزدیک شوم فاصله گرفت و گفت: وصل پس از مرگ گفتم پس به من بگو گونه هایت چرا اینقدر می درخشد؟ گفت:![]()
«اگر حور در این عالم بیاید همه عالم هلاک می شوند و در
روایتی دیگر است که اگر قطره ای از آب دهان حور به
دریاهای شور ریخته شود، همه شیرین می گردد، و
اگر لباسی از لباسهای حور را در این عالم بیارند، همه
مردمان بیهوش می گردند و اگر خود حور بیاید همه
می میرند.»
حوری به من نشان دادند که از جمالش مبهوت شدم، گفتم تو
کیستی؟ گفت:خدا مرا برای تو آفریده.
است.
نتیجه اشکهای چشم تو است.
+ نوشته شده در توسط مهدی |
بدان که برای نماز چهار هزار حد و در روایتی چهار هزار
باب است، و نماز آدمی را از فحشاء و منکرات و کارهای
زشت و ناپسند باز می دارد ونمازی که آدمی را از
فحشاء باز ندارد نبودنش بهتر از بودن آن هست.
و اما اینکه آدمی را از فحشاء و منکرات باز می دارد برای
دلالت بر این امر همان آیه شریفه کافی است که
می فرماید:
ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر
پیامبر(ص) فرمود: آن نمازی که انسان را از فحشاء و
منکر باز ندارد آن نماز جز دور ساختن از خدا، برایش ثمره
دیگری نخواهد داشت.
در نماز بودن ،دائم الوضوبودنه يعني اونهايي كه عادت
كردن دائم وضو داشته باشند،انسانهايي هستند كه
دائم در نمازند . نفس اينكه انسان مي رود وضو می گيرد
يه توجه و تنبهي برایش حاصل مي شود يعني به محض
اينكه انسان وضو گرفت و آب رو به صورت و دست هایش
ريخت يک تنبه و توجهي درونش ايجاد مي شود .
مخصوصاً كه اگر اين وضو براي نماز نباشد ،
بعضي از ما وضو را فقط براي نماز مي گيريم ، خُب ديگه
اينجا ، آدم فقط حواسش به نمازه . اما،
وقتي وضو رو براي نماز نمي گيري ، مي بيني كه خود
نفس وضو گرفتن ،يك نورانيت ، تنبه و توجه خاصي رو در
تو ايجاد مي كنه .
+ نوشته شده در توسط مهدی |
نمی دانم در غروب جمعه چه رازی نهفته است! آسمان آبی
است، اما دلت حال غروب ابری ترین روزهای پاییز را دارد. اگر
جمعه زیباترین روز اردیبهشت با گلهای سرخ هم که باشد،
دلتنگی غروب ابری بر دلت پنجه می کشد.
بعد از ظهرآدینه، آیینه دلتنگی غریبی است، دلت بهانه
می گیرد، هیچ چیزآرامت نمی کند، قرار از دلت می رود،
ناگاه به خود می آیی و می بینی که قطرات اشک،به آرامی
تمام صورتت را پوشانده است .
این غم غربت غروب جمعه، جز به یاد او، به یاد که می تواند
باشد؟ این غم هجر او است که غروب هر جمعه را رنگ انتظار
می زند. از خودت می پرسی:
چگونه یک هفته دیگر را بدون او گذراندی؟ چگونه جمعه ای
دیگر بدون حضور او گذشت، تو به چه مشغولی که او را با
همه وجود فریاد نمی کنی؟
بی شک او خود از این دوران طولانی غیبت دلتنگ است.
کجایند شیعیان حقیقی و منتظران راستین که جمعه
حضورش را با تمامی نیاز بخواهند؟
آخر تا کی غروب جمعه، غروب این دلتنگی دلهای ماست؟
تا کی نگاهمان به راه و دلمان به انتظار بماند؟ آخر چرا
نبودنش را عادت کرده ایم؟ چطور توانسته و می توانیم بدون
او جمعه هایمان را بگذرانیم؟ چرا اشکهایمان بی اثر شده
است؟
صلوات 
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در توسط مهدی |
انسان باید برای پی بردن به حقایق عالم ابتدا باید کلمه
«عصمت» را بشناسد.
چرا که ما دیندار هستیم ولی دین شناس نیستیم.
انسان دیندار دنیا دار می شود و دنیا پرست.
انسان دین شناس خدا شناس می شود و معتقد به معاد.
دیندار شعار می دهد و دین شناس عمل می کند.
+ نوشته شده در توسط مهدی |
+ نوشته شده در توسط مهدی
اگر کسی باء بسم الله را از روی حقیقت و معرفت بگوید، اگر شنیدی روی آب رد می شود، باور کن که راست و درست است. هر چه هست در باء بسم الله است، یعنی آدمی خودش را در برابر خدا در جمیع مور نیازمند بداند.
نوعی از حوریانند که خداوند بر صورت آنان، به قلم قدرت
نقشهای نورانی نقش فرموده است، بر گونه راست،
محمد رسول الله بر گونه چپ، علی ولی الله و بر
پیشانی نوشته الحسن و بر ذقن الحسین و بر لبهایش
نقش شده «بسم الله الرحمن الرحیم»خداوند آن
را آفریده برای کسی که با عظمت و معرفت
بگوید:
بسم الله الرحمن الرحیم
البته هرکس به اندازه معرفتش بهره می برد و هیچ کس محروم از این درگاه نیست.
+ نوشته شده در توسط مهدی |
همیشه وقتی می رفتم مهمونی یا خونه آشنایی یا در کوچه و خیابون به قولی تیپ می زدم و لباس خوب می پوشیدم، نمی دونم ولی فکر کنم بیشتر برای آدمها و چشمانی که من رو می دیدن بوده
باخودم گفتم من که برای آدمها این طوری تیپ می زنم چطور خودم رو برای خدای خودم که من جز بنده ای برای او نیستم خوشتیپ نکنم و وقتی بر روی سجاده عشق برای نماز می ایستم چرا با لباس خونه ای یا همون بیژامه و زیر پیرهن می ایستم،
چرا دلم رو برای خدا پاک و زلال نکنمو با دلی کثیف و آلوده به گناه می روم.
یا وقتی مهمانی خدا در خونه خودش برگزار می شود، چرا به اونجا دعوت نشوم و نماز رو اونجا با همه عاشقان نخونم،
چه طور ممکنه من ظاهرم رو در مقابل چشم همه آدم ها زیبا جلوه دهم ولی روح و جانم رو برای معبودم و چشم های معصومین و ملائکه که از ته اسمان من رو نگاه می کنند، پاک نکنم،
آری باور نداشتم ولی فهمیدم که باور خود درسی است در زندگی
+ نوشته شده در توسط مهدی |